امید من این است که در جامعه به موسیقی تفکر، بیشتر اهمیت داده شود

بنابراین، امید من این است که درجامعه به موسیقی تفکر بیشتر اهمیت داده شود.
بهگزارش خبرنگار روزنامه «جامجم» درابتدای این نشست علیرضا مشایخی آهنگساز پیشکسوت بااشاره به این که در هفت سالی که فعالیتی از خود را درمعرض دید نگذاشتم، مشغول انجام کارهای بسیاری بودم گفت: دراین سالها با همکاری دوستانم به انجام کارهای عقبافتاده پرداختم که میتوان به انتشار ۶۰ لوح فشرده و تعدادی از آثارم ازسوی ناشر بینالمللی اشاره کرد. هرچند دراین سالها، برخی مصر به نادیدهگرفتن من در عرصه موسیقی معاصر شدند، ولی از سال ۱۹۹۰ که به ایران برگشتم تاامروز، همواره نیتم ایجاد تحرک در موسیقی بوده و تلاش کردهام دراین زمینه فعالیت کنم.
از نسل من، احمد پژمان و من، در این مسیر فعالیت کردیم؛ ما دو دوست بودیم که راهمان با یکدیگر متفاوت بود و هرکدام خط مشی متفاوتی را در موسیقی درپیش گرفتیم. بااین حال، کمتر آهنگسازی مثل من این شانس را داشته که در یک شب، دو کنسرتو از او اجرا شود و من ازاین اتفاق خوشحالم.
از ابتدای ورودم به حیطه موسیقی تاامروز، همواره هدفم شکلگیری موسیقی نو بوده است، چرا که تصور میکردم موسیقی و تمدن ما بهشکلی غیرعادی رشد کرده و بهخصوص موسیقی مورد بیمهری واقع شده است. سابقه موسیقایی ما بهزور به ۶۵ سال میرسد درحالیکه این پیشینه در مقایسه با تاریخچه موسیقایی کشورهای اروپایی بسیار اندک است.
ازاینها گذشته، همیشه معتقد بودهام که واژه موسیقی درایران بهدرستی تعریف نشده و همین مساله تبعاتی را رقم زده است. بهعنوان مثال، درسالهای گذشته، وقتی در جهاد دانشگاهی تدریس میکردم، دانشجویان به اجرای نمونههای خود میپرداختند ولی بعدازظهر همان روز که در دانشگاه تهران به تدریس موسیقی میپرداختم، ساززدن ممنوع بود.
همین تعاریف متغیر باعث شد موسیقی ما لطمات زیادی را متحمل شود. این آهنگساز پرسابقه اضافه کرد: عدهای از موزیسینها در دورههای مختلف زمانی برای طیکردن سیر تکاملی موسیقی به اروپا رفته و در آنجا تحصیل کردند، اما نکته این است که در نهایت باید دو راه را در پیش بگیریم، یا به تقلید بپردازیم و یا مبتکر موسیقی نو باشیم که من ترجیح دادم روش دوم را انتخاب کنم.
موسیقی نو از دید من، برخوردی دوباره با موسیقی است. بهخصوص موسیقی که بر تفکر مبتنی شده است.
متاسفانه موسیقی امروز وضعیت غمانگیزی دارد، در زمان گذشته، در ارکسترسمفونیک تهران، چند کار از من اجرا شد، درحالی که آثار من از بیست سالگی درکشورهای مختلف به جز کشور خودم اجرا شده بود. هنوز هم در ارکسترسمفونیک تهران، درحال کشفکردن من هستند و کار چندانی از آهنگسازانی، چون من و امثال من اجرا نمیشود.
خاطرم هست در زمان مرحوم حسن حبیبی، در اعتراض به برخی دروس دانشگاه تهران، نامهای نوشتم و در آن نامه شرح دادم که دانشجو نیاز دارد برای گذراندن برخی واحدها، پیشنیازهایی را مطالعه کند. این نامه سهبار برای تصویب نزد تصمیمگیران رفت و هربار جور دیگری برگشت و درنهایت به شکل دیگری پیاده شد.
میخواهم بگویم اصولا آموزش موسیقی در محافل آکادمیک هم دراینسالها بدون اشکال نبوده است. آرش امینی، رهبر ارکستر «موسیقی نو» نیز درتوضیح بیشتر گفت: درکنسرت پیشرو، سه قطعه به رهبری من نواخته میشود؛ یکی کنسرتو برای ویولن است که با تکنوازی سولیست ارکستر یعنی امین غفاری نواخته میشود؛ همچنین کنسرتو برای ویولا و قطعه دریا برای سازهای زهی هم ازجمله این آثار بهشمار میروند.
امین غفاری، سولیست ارکستر و نوازنده ویولن نیز گفت: سالها پیش زمانی که دانشجوی دانشگاه تهران بودم، کتابی از استاد مشایخی باعنوان «همه آنسالهای بیخاطره» را مطالعه کردم و همیشه به این مساله فکر میکردم که شاید بتوانم روزی کارهای ایشان را اجرا کنم. خوشبختانه دراینسالها این افتخار را داشتم که اغلب کارهای این هنرمند درقالب دوئت، سونات، کوارتتت و...
را اجرا کنم. ضمن اینکه در این کنسرت هم به اجرای دو کنسرتو میپردازم؛ یکی با ساز ویولن و دیگری با ساز ویولا.
این برای خود من هم یک چالش بهشمار میرود. فرزان فرنیا نوازنده سازهای کوبهای دراین ارکستر نیز گفت: نگاه استاد مشایخی به سازهای کوبهای فراتر از نگاهی است که پیشینیان به این حوزه داشتهاند، بهطوری که ارزش سهگوش برای ایشان با پیانو برابری میکند.
در این سالها، ضبط و اجرای آثارشان باعث شد تا آنسامبل «کاروان» شکل بگیرد. خوشحالم که دراین کنسرت در قطعات مختلف بهجز قطعه دریا بهعنوان نوازنده حضور دارم.
علیرضا مشایخی همچنین ادامه داد: بهجز کنسرتو ویولا که چندین سال قبل نوشته بودم، باقی قطعاتم جدید هستند. کارهای من اساسا در سه زمینه دستهبندی میشوند: نخست آثاری که براساس شیوه و سبک شخصی خود نوشتهام، دیگر آثاری که از سبک چندفرهنگی پیروی میکنند، مثل سمفونی ۹ که البته باید بگویم سمفونیهای شماره ۹ بهشمار میرود، چرا که مخاطب با گوشدادن به آن میتواند درعرض چهلوپنج دقیقه به همهجای دنیا سفر کند، این سمفونی تلفیقی از موسیقی ایران، نئوکلاسیک، باروک، تاجیکستان و...
است. سومین دسته از آثارم هم زمینه انتزاعی محض دارد که با روایت ریاضی و تکنیک الگوریتم تلفیق شده است.
در ادامه این نشست که به پرسش و پاسخ اهالی رسانه اختصاص داشت، علیرضا مشایخی در پاسخ به سؤال خبرنگار روزنامه «جامجم» مبنی براین که شما درصحبتهایتان به این مساله اشاره کردید که موسیقی نو برخوردی دوباره با موسیقی بهشمار میرود که تفکرمحور نیز هست؛ فکر میکنید برگزاری کنسرتهایی ازایندست چقدر میتواند به ارتقای سطح سلیقه شنیداری جامعه کمک کند، گفت: خوشبختانه امروز هنرمندان چیرهدستی در موسیقی معاصر داریم که تلاش میکنند با جدیت بیشتری این مساله عملی شود؛ نمونه آن آرش امینی و امین غفاری هستند. ضمن این که باید توجه داشته باشیم این نوع موسیقی هیچ وقت پرمخاطب نبوده و حتی درسایر کشورهای جهان هم دوستداران معدودی داشته است.
کمااینکه زمانی که من برای اجرای آثار برمن، موزیسین برجسته در آمریکا بودم، این کنسرت فقط دو تماشاچی داشت. درعین حال، نباید موسیقی را از پدیدههای اجتماعی جدا کرد.
دراین سالها مشکلات زیادی وجود داشته که بخشی ازآن، دامن موسیقی ما را گرفته است. ایران تحت هر شرایطی باقیمانده و در برابر مشکلات مقاومت کرده است.
بنابراین، امید من این است که درجامعه به موسیقی تفکر بیشتر اهمیت داده شود. این هنرمند اضافه کرد: در سالهای جوانی، یکی از استادان اتریشیام در نامهای که به من نوشت، گفت: اینروزها آدم باید پوست کرگدن داشته باشد.
آنروز پس از خواندن این نامه، تکلیف زندگی من روشن شد و این جمله او، از تمام دروس زندگی که آموختهام برایم مهمتر جلوه کرد. امیدوارم درجامعه ما هم روزبهروز بر ترویج و اشاعه موسیقی تفکر افزوده شود و این موسیقی مخاطبان بیشتری داشته باشد.