یک کارشناس: خرید گسترده طلا توسط بانکهای مرکزی، استراتژی مقابله با بیثباتی جهانی است

گزارشهای اخیر از خرید بیسابقه ۶۳ تن طلا در یک ماه، نشاندهنده آغاز یک دوره جدید از رقابت برای حفظ ارزش داراییها در برابر بیثباتیهای جهانی است.
در حالی که جهان با بحران بدهیهای دولتها و سیاستهای سختگیرانه فدرال رزرو دستوپنجه نرم میکند، بانکهای مرکزی جهان با یک حرکت استراتژیک، طلا را به عنوان پناهگاه نهایی خود انتخاب کردهاند. گزارشهای اخیر از خرید بیسابقه ۶۳ تن طلا در یک ماه، نشاندهنده آغاز یک دوره جدید از رقابت برای حفظ ارزش داراییها در برابر بیثباتیهای جهانی است.
علی عقیلی، در گفتوگو با ایسنا در خصوص روند صعودی قیمتها و خرید بیسابقه طلا توسط نهادهای پولی، اظهار کرد: تداوم تقاضای رسمی از سوی بانکهای مرکزی، نشاندهنده یک تغییر استراتژیک در سبد داراییهای ملی برای مقابله با نوسانات بازار جهانی است. وی با تحلیل رفتار بازیگران بازار، میان نگاه سرمایهگذاران مالی و بانکهای مرکزی تفکیک قائل شد و افزود: در حالی که سرمایهگذاران در کوتاهمدت بر سیاستهای پولی فدرال رزرو و نرخ بهره متمرکز هستند، بانکهای مرکزی با نگاهی بلندمدت، در پی حفظ ارزش داراییهای ملی خود در برابر نوسانات بازار جهانی هستند.
این تقابل استراتژیک، یکی از محرکهای اصلی تقاضا برای طلا در بازارهای جهانی است. این کارشناس بازار طلا خاطرنشان کرد: انتظارات بازار نسبت به تداوم نرخهای بهره بالا در ایالات متحده، علیرغم تأثیر احتمالی بر شاخص دلار، میتواند باعث افزایش قیمت انس جهانی شود.
بانکهای مرکزی احتمال میدهند که در بلندمدت ارزش دلار کاهش یافته و طلا به عنوان پناهگاه امن، جذابیت خود را حفظ کند. عقیلی با اشاره به ریسکهای موجود در منطقه، افزود: اگرچه در ظاهر تنشهای میان ایران و آمریکا به عنوان یک ریسک تورمی بزرگ شناخته میشود، اما در باطن، این تنشها در حال فروکش کردن است.
با این حال، نگرانی اصلی نهادهای پولی، اختلال در عرضه انرژی و نفت است که پایداری وضعیت اقتصادی جهان را با تهدید مواجه کرده است. وی در ادامه به موج اعتراضات در اروپا اشاره کرد و گفت: تنشهای ژئوپلیتیک و فشار بر قیمت سوخت، منجر به بروز نارضایتیهای اجتماعی در اروپا شده است.
این اعتراضات که از فرانسه آغاز شده و به ایتالیا و اسپانیا نیز کشیده شده، ریشه در تورم و کاهش کیفیت خدمات عمومی دارد؛ موضوعی که موتور محرکه اصلی اعتراضات در کشورهای اروپایی است. این کارشناس حوزه طلا با استناد به دادههای شورای جهانی طلا، بر تداوم روند خرید رسمی تأکید و بیان کرد: خرید ۶۳ تن طلا در این ماه تنها بخشی از یک روند بزرگتر است.
برای مثال، کشور لهستان از ابتدای سال میلادی تاکنون ۶۴ تن طلا خریداری کرده است. همچنین ذخایر طلای چین با رسیدن به ۲۳۳۱ تن، اکنون ۹ درصد از کل ذخایر ارزی این کشور را تشکیل میدهد.
این حجم از خرید نشان میدهد که حتی در شرایط تردید سرمایهگذاران خصوصی، بازیگران نهادی همچنان طلا را ستون اصلی سبد داراییهای خود میدانند. عقیلی اظهار کرد: در حال حاضر قیمت انس جهانی در محدوده ۴۱۸۷ دلار قرار دارد، اما باید توجه داشت که هر روند صعودی، لزوما با یک اصلاح قیمتی همراه خواهد بود.
در حال حاضر شاهد هستیم که قیمت نفت نیز با عبور از مرز ۱۰۷ دلار، در همسویی با بازار طلا قرار گرفته است. هرچند در حالت عادی با افزایش قیمت نفت، فشار بر طلا افزایش مییابد، اما در شرایط فعلی، تقویت بنیادین تصمیم بانکهای مرکزی برای حفظ ارزش داراییها در برابر نوسانات، وزن بیشتری به طلا داده است.
وی در خصوص رابطه میان نرخ بهره و مدیریت بدهیها، افزود: تا زمانی که بازار احتمال افزایش نرخ بهره را در فدرال رزرو حفظ کند، هر موج صعودی در بازار طلا با فشار فروش مواجه خواهد شد؛ چراکه افزایش نرخ بهره، معمولا فشار بر قیمت طلا وارد میکند. با این حال، چالش اصلی اینجاست که بالا بردن نرخ بهره، خود عامل تشدید تورم است؛ وضعیتی که دولتها به دلیل فشار بر پایداری اقتصادی، تمایلی به عبور از حد مشخصی از آن ندارند.
در واقع، بازار اکنون در نقطه تلاقی عوامل بنیادی و تکنیکال قرار دارد. حفظ محدوده حمایتی ۴۰۰۰ الی ۴۰۲۱ دلار بسیار حیاتی است و اگر قیمت از سطح ۴۰۷۰ دلار فراتر رود، باید منتظر واکنش جدید معاملهگران بود.
این کارشناس حوزه طلا با اشاره به تنشهای ژئوپلیتیک، وضعیت فعلی را جنگ ارادهها دانست و گفت: اگرچه در حال حاضر شواهدی مبنی بر وقوع یک جنگ تمامعیار وجود ندارد، اما تنشها در سطح بسیار بالایی قرار دارند. ایالات متحده در تلاش است با استفاده از چهار استراتژی اصلی شامل تهدید نظامی، محاصره زمینی، دریایی و هوایی، تحریمهای گسترده و فشارهای دیپلماتیک، ایران را به زانو درآورد.
همچنین گزینه پنجم یعنی تهدید به بستن تنگه هرمز، همواره در معادلات مطرح است. حتی با وجود تلاشهایی برای کنترل قیمت سوخت در اروپا و حمایتهای گسترده از اوکراین، این اقدامات در برابر واقعیتهای ژئوپلیتیک منطقه کارآمد نبوده و اثرات کوتاهمدتی دارند.
واقعیت این است که قدرتهای جهانی باید ایران را به عنوان کشوری با نقش اساسی در معادلات خاورمیانه بپذیرند. وی با اشاره به تلاش برای منحرف کردن افکار عمومی از مسائل اصلی، بیان کرد: در حالی که تمرکز اصلی جهان بر تنشهای موجود در تنگه هرمز و معادلات انرژی است، تلاشهایی برای معطوف کردن اذهان به موضوعات تکنولوژیک و آیندهنگرانه مانند پروژههای فضایی و محصولات نوآورانه ایلان ماسک صورت میگیرد، اما اینها صرفا برای تغییر روایتهای حاکم است.
در نهایت، واقعیت پشت پرده نشان میدهد که مقاومت در برابر فشارهای چندجانبه، تنها راه عبور از این سد اقتصادی و سیاسی است.