بحران تأمین مواد ناریه؛ استخراج معادن کشور به کمتر از ۴۰ درصد نیاز رسید

تأمین مواد ناریه معادن کشور به کمتر از ۴۰ درصد نیاز بنگاههای تولیدی رسیده است و استمرار این کمبود میتواند کل زنجیره صنایع معدنی را با اختلال مواجه کند.
تأمین مواد ناریه به کمتر از ۴۰ درصد نیاز بنگاههای تولیدی رسیده است. اهمیت مواد ناریه برای معدن از آنجا ناشی میشود که در بسیاری از معادن، بهخصوص معادن روباز، استخراج ماده معدنی بدون انجام عملیات آتشباری امکانپذیر نیست یا دستکم با هزینه و زمان بسیار بالاتری انجام میشود.
در این معادن، حفاری و انفجار در ابتدای فرآیند استخراج قرار میگیرد و پس از خردایش توده سنگ، ماشینآلات بارگیری و حمل وارد چرخه میشوند. بنابراین وقتی دسترسی به مواد ناریه محدود میشود، مسئله صرفاً متوجه یک مرحله از عملیات معدن نیست و میتواند برنامه استخراج، میزان بارگیری، حمل و در نهایت خوراک واحدهای فرآوری را تحتتأثیر قرار دهد.
بهرام شکوری، رئیس کمیسیون معدن اتاق بازرگانی ایران، با اشاره به تبعات کمبود مواد ناریه در معادن گفت که در حال حاضر کمتر از ۴۰ درصد نیاز کشور به مواد ناریه تأمین میشود و اگر این روند استمرار پیدا کند، طبیعتاً بر تولید معادن تأثیر خواهد گذاشت. به گفته او، بسیاری از معادن در حال حاضر تلاش میکنند با مدیریت عملیات استخراج و تغییر در شیوه باطلهبرداری، اثر کمبود مواد ناریه بر تولید را تا حد امکان کنترل کنند؛ اما ادامه این وضعیت در بلندمدت میتواند هزینههای سنگینی برای آنها ایجاد کند.
شکوری افزود که بسیاری از معادن در شرایط فعلی تلاش میکنند با انجام باطلهبرداری کمتر، ماده معدنی بیشتری در اختیار داشته باشند تا تولید آنها دچار مشکل نشود. این شیوه در کوتاهمدت میتواند به معدن کمک کند که تولید خود را حفظ کند؛ اما نمیتوان آن را بهعنوان یک راهکار پایدار در نظر گرفت؛ چراکه ادامه این روند در آینده هزینههای بیشتری را به معدن تحمیل خواهد کرد.
رئیس کمیسیون معدن اتاق بازرگانی ایران بیان کرد که اگر کمبود مواد ناریه در آینده نیز ادامه پیدا کند، فعالیت معادن به تدریج با محدودیت بیشتری مواجه خواهد شد و در نهایت ممکن است معدن قفل شود. بنابراین مسئله فقط کاهش مقطعی تولید نیست، بلکه استمرار محدودیت در تأمین مواد ناریه میتواند فرآیند استخراج را نیز با اختلال مواجه کند.
او تصریح کرد که اگر تأمین مواد ناریه به میزان مورد نیاز انجام نشود، اثر آن محدود به یک معدن یا یک مرحله از فعالیت معدنی نخواهد ماند و میتواند در ادامه کل زنجیره معدن و صنایع معدنی را تحتتأثیر قرار دهد. شکوری در پایان گفت که معادن تلاش میکنند با مدیریت شرایط، تولید خود را حفظ کنند؛ اما این امکان برای همیشه وجود ندارد و در صورت استمرار کمبود، هزینههای آن افزایش پیدا میکند.
آنچه در ماههای گذشته رخ داده، نشان میدهد معادن برای عبور از محدودیت تأمین، ناچار به استفاده از راهکارهای موقت شدهاند. جابهجایی مواد ناریه میان معادن بزرگ و کوچک و طرح واردات، بخشی از فشار موجود را کاهش میدهد؛ اما نمیتواند جایگزین یک نظام پایدار تأمین شود. معدنکار برای طراحی عملیات استخراج و برنامهریزی آتشباری به دسترسی قابل پیشبینی نیاز دارد.
یکی از مهمترین راهکارهای مطرحشده، واردات مواد ناریه بوده است. سرپرست وزارت دفاع در مردادماه نیاز روزانه معادن کشور را حدود ۷۰۰ تن اعلام و از آمادگی برای واردات و تسریع در ترخیص محمولهها خبر داد. با این حال، وزیر صمت پیشتر اعلام کرده بود ۲۵ درصد مواد ناریه واردشده توسط بخش خصوصی هنوز ترخیص نشده است.
توسعه ظرفیت داخلی، مسیر دیگری است که برای حل مشکل مطرح شده و وزارت دفاع نیز از امکان افزایش تعداد تأمینکنندگان با مشارکت بخش خصوصی سخن گفته است. با این حال، افزایش ظرفیت اسمی تولید بهتنهایی کافی نیست و محصول باید در حجم مورد نیاز و در زمان مناسب به معدن برسد.
مهمترین پیامد کمبود مواد ناریه در اقتصاد استخراج نمایان میشود. زمانی که آتشباری به میزان مورد نیاز انجام نشود، معدنکار ممکن است برای حفظ تولید به استفاده بیشتر از تجهیزات مکانیکی روی آورد؛ تغییری که مصرف سوخت، استهلاک ماشینآلات، نیاز به تعمیرات و زمان عملیات را افزایش میدهد.
در ماههای گذشته، از واردات فوری و تسهیل ترخیص تا جابهجایی مواد ناریه میان معادن و استفاده از ظرفیت بخش خصوصی برای افزایش تولید، راهکارهای مختلفی مطرح شده است. با این حال، تداوم محدودیت تأمین نشان میدهد فاصله میان اعلام راهحل و حل واقعی مسئله همچنان پابرجاست.