سجده خاندان یعقوب(ع) در برابر یوسف(ع)؛ پاسخ مفسران به یک پرسش قرآنی

از همین رو، گزارش قرآن کریم درباره سجده حضرت یعقوب(ع) و خانوادهاش در برابر حضرت یوسف(ع)، پرسشهایی را درباره ماهیت این سجده و سازگاری آن با اصل توحید مطرح کرده است.
سجده حضرت یعقوب(ع) و خاندانش در برابر حضرت یوسف(ع)، یکی از پرسشهای تأملبرانگیز در داستان این دو پیامبر الهی است؛ آیا سجده بر غیرخدا با اصل توحید سازگار است؟ مفسران قرآن با تفکیک میان سجده عبادت و سجده تکریم، به این پرسش پاسخ دادهاند و نشان دادهاند که این رخداد، نه نشانه پرستش حضرت یوسف(ع)، بلکه جلوهای از احترام و تحقق رؤیای صادقانه دوران کودکی او بوده است.
سجده خاندان یعقوب(ع) در برابر یوسف(ع)؛ عبادت یا تکریم؟ توحید خالص اقتضا میکند که عبادت و پرستش، منحصراً برای خداوند متعال باشد.
از همین رو، گزارش قرآن کریم درباره سجده حضرت یعقوب(ع) و خانوادهاش در برابر حضرت یوسف(ع)، پرسشهایی را درباره ماهیت این سجده و سازگاری آن با اصل توحید مطرح کرده است. برای پاسخ به این پرسشها، باید میان سجدهای که با هدف پرستش انجام میشود و سجدهای که نشانه خضوع و تکریم است، تفاوت قائل شد.
قرآن کریم در آیه ۱۰۰ سوره یوسف، لحظه دیدار دوباره این خاندان را چنین روایت میکند: «وَ رَفَعَ أَبَوَیْهِ عَلَی الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّدًا» یعنی: «و پدر و مادرش را بر تخت نشاند و همگی در برابر او به سجده افتادند.» این آیه، علاوه بر بازتاب لحظه وصال پس از سالها دوری و رنج، پرسش مهمی را پیش میکشد: اگر سجده مخصوص خداوند است، چگونه پیامبری چون حضرت یعقوب(ع) در برابر فرزند خود سجده میکند؟ آیا این رفتار به معنای جواز سجده بر غیرخداست؟
اگر سجده صرفاً برای احترام بوده، چرا حضرت یوسف(ع) اجازه داد پدرش چنین رفتاری داشته باشد و خود برای استقبال از او پیشقدم نشد؟ برای پاسخ به این پرسشها، بررسی دیدگاه مفسران و توجه به سیاق آیات ضروری است.
دو نوع سجده؛ مرز میان پرستش و احترام برای فهم درست آیه، باید میان دو مفهوم متفاوت تمایز گذاشت: ۱. سجده عبادت این نوع سجده، بیانگر پرستش و بندگی است و تنها شایسته خداوند متعال است.
پرستش غیرخدا با اصل توحید ناسازگار است و از منظر آموزههای دینی، جایز نیست. ۲.
سجده تکریم و تعظیم این نوع سجده با هدف ابراز احترام، بزرگداشت و خضوع در برابر شخصی انجام میشود و لزوماً معنای پرستش ندارد. البته جواز چنین عملی به شرایط شرعی و وجود دلیل معتبر وابسته است و نمیتوان آن را در همه زمانها و موقعیتها مجاز دانست.
از نمونههای قرآنی این تمایز، فرمان خداوند به فرشتگان برای سجده بر حضرت آدم(ع) است. قرآن در آیه ۳۴ سوره بقره میفرماید: «وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَیٰ وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ» این سجده، پرستش حضرت آدم(ع) نبود، بلکه اطاعت از فرمان خداوند و تکریم جایگاه او به شمار میرفت.
از این رو، مفسران با استناد به این نمونه، میان سجده عبادی و سجدهای که به فرمان الهی برای تکریم انجام میشود، تفاوت قائل شدهاند. (۱ و ۲) چرا سجده حضرت یعقوب(ع) با توحید منافات نداشت؟
ظاهر آیه ۱۰۰ سوره یوسف نشان میدهد که ضمیر «لَهُ» در عبارت «وَخَرُّوا لَهُ سُجَّدًا» به حضرت یوسف(ع) بازمیگردد؛ بنابراین، او کسی است که خاندانش در برابرش سجده کردند. با این حال، از نگاه مفسرانی چون علامه طباطبایی، این سجده را نباید به معنای عبادت و پرستش حضرت یوسف(ع) دانست.
حضرت یعقوب(ع)، پیامبری موحد بود و نمیتوان رفتار او را به پرستش غیرخدا تفسیر کرد. حضرت یوسف(ع) نیز در طول زندگی خود مردم را به توحید دعوت میکرد و از شرک بیزاری میجست.
او در گفتوگو با همزندانیانش تأکید کرد که پرستش غیرخدا را نمیپذیرد: «مَا کَانَ لَنَا أَنْ نُشْرِکَ بِاللَّهِ مِنْ شَیْءٍ» (یوسف: ۳۸) یعنی: «ما را نرسد که چیزی را شریک خدا قرار دهیم.» بر این اساس، سجده خاندان یعقوب(ع) را باید در چارچوب تکریم و بزرگداشت حضرت یوسف(ع) فهمید، نه پرستش او. این رفتار، در تفسیر یادشده، نوعی اظهار خضوع در برابر مقام و منزلتی است که خداوند به او عطا کرده بود.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، با توجه به جایگاه حضرت یوسف(ع) بهعنوان نشانهای از قدرت و تدبیر الهی، این سجده را در چارچوب تکریم او تحلیل میکند. بر این مبنا، بزرگداشت نشانه الهی، اگر در جایگاه صحیح خود و بدون اعتقاد به الوهیت یا استقلال آن نشانه صورت گیرد، با پرستش آن تفاوت دارد.
(۴) در این میان، باید به یک نکته نیز توجه داشت: قرار گرفتن کسی در جایگاه تکریم، به معنای آن نیست که هر نوع سجده در برابر او در هر زمان و شرایطی مجاز باشد. بحث آیه، تبیین رخدادی است که در چارچوب داستان قرآنی و با توجه به برداشت مفسران از ماهیت آن بررسی میشود.
آیا منظور از سجده، گذاشتن پیشانی بر زمین بود؟ در تفسیر عبارت «وَخَرُّوا لَهُ سُجَّدًا»، دیدگاه دیگری نیز مطرح شده است.
بر اساس این احتمال، واژه سجده در این آیه الزاماً به معنای نهادن پیشانی بر زمین نیست، بلکه میتواند به خم شدن و اظهار خضوع برای احترام و تحیت اشاره داشته باشد. ثعلبی در تفسیر الکشف والبیان، این احتمال را مطرح کرده است که مقصود از سجده در آیه، نوعی انحنا و تعظیم باشد، نه سجده به معنای خاص آن.
(۵) بنابراین، در تفسیر چگونگی این رخداد، دو نکته قابل بررسی است: نخست، اینکه سجده مورد اشاره در آیه، سجده عبادت نبوده است؛ دوم، اینکه درباره کیفیت ظاهری آن، احتمالهایی میان مفسران مطرح شده است. این تفاوت دیدگاهها نشان میدهد که نباید یک برداشت تفسیری را بدون توجه به سایر احتمالات، تنها تفسیر ممکن دانست.
حضرت یوسف(ع) چگونه از پدر و مادرش استقبال کرد؟ یکی دیگر از پرسشهای مطرح درباره این ماجرا، چگونگی استقبال حضرت یوسف(ع) از پدرش است.
آیا او در برابر پدر پیامبر خود، ادب و احترام لازم را رعایت کرد؟ بررسی آیات ۹۹ و ۱۰۰ سوره یوسف، تصویری از تکریم والدین به دست میدهد.
خداوند در آیه ۹۹ میفرماید: «فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَیٰ یُوسُفَ آوَیٰ إِلَیْهِ أَبَوَیْهِ وَقَالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِینَ» یعنی: «هنگامی که بر یوسف وارد شدند، پدر و مادرش را در آغوش گرفت و گفت: به خواست خدا، با امنیت وارد مصر شوید.» این آیه بهروشنی از استقبال گرم حضرت یوسف(ع) و در آغوش گرفتن پدر و مادرش سخن میگوید. بنابراین، نمیتوان از گزارش سجده در آیه بعد چنین برداشت کرد که او از استقبال و احترام به والدین خودداری کرده است.
در ادامه، قرآن میگوید حضرت یوسف(ع) پدر و مادرش را بر تخت نشاند و سپس اعضای خانواده در برابر او سجده کردند. علامه طباطبایی با توجه به ترتیب بیان آیات، احتمال میدهد که خانواده پیش از ورود حضرت یوسف(ع) به مجلس در جایگاه خود مستقر شده بودند و پس از حضور او، سجده انجام شده باشد.
این برداشت، یکی از احتمالات تفسیری درباره چگونگی وقوع این صحنه است، نه تصریح مستقل آیه به جزئیات ترتیب ورود افراد. (۶) در هر صورت، آیه ۹۹ بهصراحت نشان میدهد که حضرت یوسف(ع) پدر و مادرش را در آغوش گرفت و از آنان استقبال کرد.
نشاندن آنان بر تخت نیز در ادامه همین رفتار محترمانه قرار میگیرد و نشاندهنده توجه او به جایگاه والدین است. سجده خاندان یعقوب(ع) چگونه رؤیای کودکی یوسف(ع) را محقق کرد؟
اهمیت این رخداد تنها به مسئله سجده و نوع آن محدود نمیشود؛ بلکه این صحنه با رؤیای دوران کودکی حضرت یوسف(ع) نیز پیوند دارد. او در آغاز داستان، رؤیای خود را برای پدرش بازگو کرده بود: «إِذْ قَالَ یُوسُفُ لِأَبِیهِ یَا أَبَتِ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لِی سَاجِدِینَ» (یوسف: ۴) یعنی: «آنگاه که یوسف به پدرش گفت: ای پدر، من یازده ستاره و خورشید و ماه را دیدم؛ دیدم که برای من سجده میکنند.» در پایان داستان، سجده اعضای خانواده در برابر حضرت یوسف(ع)، در تفسیر رایج، تحقق همان رؤیا تلقی میشود.
بدین ترتیب، رویدادی که در کودکی به شکل رؤیا برای او آشکار شده بود، پس از گذر از دشواریها، دوری از خانواده و رسیدن به جایگاهی والا، در واقعیت تحقق یافت. این پیوند میان آغاز و پایان داستان، یکی از عناصر مهم ساختار روایی سوره یوسف است و نشان میدهد که چگونه سرانجام ماجرا با نشانهای از تحقق وعده الهی همراه میشود.
جمعبندی؛ سجدهای برای تکریم، نه پرستش بررسی آیات سوره یوسف و دیدگاه مفسران نشان میدهد که سجده حضرت یعقوب(ع) و خاندانش در برابر حضرت یوسف(ع)، در تفسیر یادشده، سجده عبادت و پرستش نبوده است؛ بلکه بهعنوان نوعی خضوع و تکریم یا تحیت تفسیر شده است. از این منظر، این رخداد با اصل توحید تعارضی ندارد؛ زیرا پرستش، مخصوص خداوند متعال است و تکریم یک پیامبر الهی، بهخودیخود به معنای پرستش او نیست.
همچنین آیات پایانی داستان بر ادب حضرت یوسف(ع) در برابر والدین تأکید دارند؛ او پدر و مادرش را در آغوش گرفت، از آنان استقبال کرد و بر جایگاهی ویژه نشاند. در نهایت، سجده خاندان نیز با رؤیای دوران کودکی او پیوند میخورد و بهعنوان نشانهای از تحقق آن رؤیا در پایان داستان جلوهگر میشود.
بنابراین، برای فهم درست این آیه باید هم به اصل توحید توجه داشت و هم میان پرستش و تکریم تفاوت گذاشت؛ افزون بر این، اختلافنظرهای تفسیری درباره کیفیت سجده را نیز باید در نظر گرفت. پینوشتها ۱.
سوره بقره، آیه ۳۴. ۲.
عبدالله جوادی آملی، تسنیم، قم: نشر اسراء، ۱۳۹۰ش، ج ۴۱، ص ۴۰۱. ۳.
سوره یوسف، آیه ۳۸. ۴.
سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۵۲ش، ج ۱۱، ص ۲۴۷. ۵.
ابواسحاق احمد ثعلبی، الکشف والبیان، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، بیتا، ج ۵، ص ۲۵۹. ۶.
سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۱، ص ۲۴۶. ۷.
سوره یوسف، آیه ۹۹. ۸.
سوره یوسف، آیه ۴. منبع: مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی