نگاهی به زندگی و مسیر هنری بهمن رجبی در سالگرد درگذشت

بهمن رجبی با افزودن تکنیکهای تازه و تلاشهای فرهنگی خود، تمبک را از سازی حاشیهای به جایگاه تکنوازی ارکستر ارتقا داد.
برخی از خصوصیات اخلاقی بهمن رجبی از دور به تندخویی یا خودبزرگبینی تعبیر میشد و موجب همکاری کم او با هنرمندان دیگر بود، اما کسانی که از نزدیک با منش او آشنا بودند، به مهربانی و رقت قلب عمیقش گواهی میدادند و شاگردانش بر رفتار پدرانهاش تأکید میکردند. رجبی در روایت خاطرات خود از نخستین برخورد با ریتم و ساز تمبک میگفت که در کودکی پس از فوت پدرش در رشت، روی صندوقچه ریتم میگرفته است.
او نقش خانواده را در گرایش خود به موسیقی مؤثر میدانست و یادآور میشد که مادرش گاهی طشت را برمیداشت و کردی میخواند. پس از آمدن به تهران در سال ۱۳۲۲ و گذراندن دوران کودکی، او در ۱۰ سالگی برای نخستین بار به انجمن موسیقی رفت و حسین تهرانی را ملاقات کرد. پس از دورهای از خودآموزی، ترک تحصیل و دوری از ساز، او با رفتن به سربازی و ادامه تحصیل در رشته کشاورزی در اصفهان توانست تمبکی بخرد و روزی دو تا سه ساعت تمرین کند.
رجبی بعدها بار دیگر به سراغ استادان رفت و درباره دیدار مجدد با حسین تهرانی، با صراحت روایت میکرد که چگونه به او گفته بود ریز ۹ انگشتیاش ناقص است. پس از آن، او نزد ابوالحسن صبا رفت که پیشنهاد آموزش رایگان به او داد، اما این دیدار به کلاس مستمر تبدیل نشد تا اینکه سرانجام به کلاس امیرناصر افتتاح راه یافت. برخورد اولیه او با افتتاح با پرخاش همراه بود، اما تواضع افتتاح باعث پشیمانیاش شد و روز بعد با یک جعبه گز برای عذرخواهی بازگشت که این امر آغاز رفاقتی عمیق و پیشرفتی چشمگیر شد.
بهمن رجبی نگاه جامعه به تمبک را در دهههای گذشته بسیار تحقیرآمیز میدانست و آن را با جایگاه ضعیف زنان در تاریخ گذشته جامعه مقایسه میکرد. او معتقد بود نوازندگان سازهای ملودیک به تمبک به چشم حمال جعبه ساز نگاه میکردند، اما او با افزودن تکنیکهای نوازندگی و روشنگریهای فرهنگی تلاش کرد تمبک را از این جایگاه نجات دهد و به عنوان تکنواز ارکستر مطرح کند.
این هنرمند هنر را ابزاری برای تفکر و بینش میدانست و به انتقاد از تفاوت حرف و عمل برخی هنرمندان میپرداخت. بهمن رجبی تأکید میکرد که اگر میلیاردها بار دیگر متولد میشد، باز همین مسیر پرشور را برای اعتلای تمبک و احقاق حقوق تنبکنوازان تکرار میکرد.