گستره وسیع آثاری با ماهیت «خیانت فرهنگی» در تصویرسازی از «زوال جامعه ایران» در مهمترین فصل از «تاریخ ایران اسلامی»!

با یک ایده جدید فیلم کوتاهی، به سراغ تصویرسازی از «محسنهای بدبخت» و در زیر تیغ هنجارهای اجتماعی حاکم بر جامعه سنتی ایران میرود.
فاطمه سادات ناظمی/ سومین روز از برگزاری «چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران» در حالی با کابوس حضور در فضای وحشی و معماری بتنی و در عین حال فاقد ابتداییترین خدمات و حداقل امکانات رفاهی «پردیس سینمایی ملت» سپری شد که تقریبا تمامی مرتبطین با این رویداد مهم فرهنگی و سینمایی به این امر معترفند که با وجود ادعاهای بسیار «شهردار کنونی تهران»، عملا هیچ دغدغهای وجود نداشته و ندارد که بخواهد این پردیس وابسته به «شهرداری تهران» را از گیر و دار این حجم از معضلات متعدد و ابتدایی رهایی بخشیده و گامی حداقلی را در جهت اصلاح مدیریت ضعیف این مجموعه بردارد. صرفنظر از حاشیههای پیرامونی و بیان انتقادهای وارده نسبت به کیفیت پایین برگزاری این دوره از «جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران»؛ آنچه که حالا در سومین روز از برگزاری این رویداد و با مرور مجموع آثار عرضه شده در «جشنواره چهلوسوم» بیش از هر چیز جلب توجه میکند، شدت و گستره کمسابقه «هجمه به نظام جمهوری اسلامی» و صراحت بیان و لحن این هجمه در طیف گستردهای از آثار حاضر در بخشهای مختلف این «رویداد مهم سینمایی» و برخوردار از سطح و جایگاه «بین المللی» است.
وضعیتی که نهتنها پرسشهایی جدی درباره نحوه جهتگیری مدیریت فرهنگی کشور و چرایی ولشدگی نظارت بر فضای فرهنگی و تولیدات سینمایی ایجاد میکند؛ بلکه به واسطه برخورداری طیف گستردهای از این تولیدات از بیت المال و حمایتهای مالی و لجستیکی نهادهای عمومی کشور، ابعاد بحثبرانگیزتری نیز پیدا نموده و تولید و عرضه این آثار در «این فصل از تاریخ ایران اسلامی» حتی میتواند در قالب ماهیتی با عنوان «خیانت فرهنگی» مورد بررسی و مرور قرار گیرد. آثاری که همچون فیلم کوتاه «قسامه» بیپرده به سراغ «هجو مدل حکمرانی اسلامی» رفته و با بهرهگیری از ظرفیتهای روایی و سینمایی بر غیرمنطقی و احمقانه نشان دادن مبانی شریعت و مورد رجوع در این مدل از حکمرانی متمرکز میشود.
اثری که با بودجه و سرمایه شخصی «برادر سردبیر پیشین رسانههای معاند» و ضدانقلاب «بی بی سی فارسی»و «رادیو فردا» و... و برخورداری از بیت المال و حماتهای مالی «انجمن سینمای جوانان ایران» تولید شده و این چنین بیپروا سعی میکند تا از «احمقانه بودن احکام شریعت اسلام» تصویرسازی نموده و آن را به عمق جان مخاطب سینمایی خود حقنه نماید.
فیلم کوتاه «قسامه» تنها اثری نبود که با برخورداری از بیت المال و حماتهای مالی «انجمن سینمای جوانان ایران» به تصویرسازی از «احمقانه بودن احکام شریعت اسلام» مبادرت میورزید و بنای روایت و داستان خود را در مسیر «هجمه به نظام جمهوری اسلامی» به پیش میبرد؛ بلکه در این میان میتوان به حضور تولیدات دیگری نیز اشاره نمود که هر یک متناسب با ظرفیتهای روایی و بضاعت داستانی خود، بر همین نوع از تصویرسازی متمرکز شده و همین خط محتوایی را دنبال میکنند. آثاری که با برجستهسازی وجوهی خاص از احکام و تعالیم شریعت اسلامی و بازنمایی آنها در موقعیتهایی غیرعقلانی و منطقی میکوشند تا تصویری ناکارآمد و نامطلوب از «سبک زندگی اسلامی و ایرانی» را در ذهن مخاطبان خود ترسیم نمایند و از این روش، ایشان را به این باور برسانند که الگوی زندگی مبتنی بر تعالیم اسلامی و ایرانی، نهتنها پاسخگوی نیازها و اقتضائات نسل امروز نیست، بلکه اساسا از صلاحیت لازم برای تبدیلشدن به یک «الگوی مطلوب اجتماعی» در جهان امروز برخوردار نیست.
تصویرسازی ویژهای که با وضوح بسیار زیاد و صراحت هر چه تمام در فیلم کوتاه «ژوهاتسو» به وقوع پیوست. فیلم کوتاه «ژوهاتسو» یکی دیگر از مصادیق «هجمه به نظام جمهوری اسلامی» است.
اثری که با برخورداری از بودجه «انجمن سینمای جوانان ایران» تولید شده و فارغ از لایههای نمادین و پیامهای سیاسی خود؛ با یک ایده جدید فیلم کوتاهی، به سراغ تصویرسازی از «محسنهای بدبخت» و در زیر تیغ هنجارهای اجتماعی حاکم بر جامعه سنتی ایران میرود. جوانانی که برای رسیدن به آرامش و آزادی، به توصیه خواهر خود، به مدل ژاپنیها برای «ناپدید شدن اجتماعی» متوسل میشود و بهجای مردن، اجازه میدهد دیگران تصور کنند که مرده است!
این گونه است که «ژوهاتسو» ضمن آموزش روشی جدید برای تجدید زندگی به دگرخواهان جنسی و... به ترسیم تقابل میان جامعه سنی و مذهبی ایران با آزادیهای فردی و اجتماعی مبادرت میورزد و در این میان بر تصویرسازی از «حاکمیت اسلامی احمقی» متمرکز میشود که «دغدغه فرماندار» آن مشکل گورستان شهر و رو به «قبله» نبودن مردم و جوانان مرده شهر است و...!
جالب آن است که این حجم از سرمایهگذاری «انجمن سینمای جوانان ایران» برای حمایت از تولید آثاری با کارکرد اصلی «ناکارآمد نشان دادن شریعت اسلام»؛ در وجه دیگر خود با حمایت از تولید اثری همانند فیلم کوتاه «مزامیر اندوه» همراه میشود که در انسانیترین شکل ممکن اقدام به تصویرسازی از «آموزههای ناب مسیحیت» برای رستگاری انسان مینماید. اثری که با همراهی «موسسه نورتابان» و حمایت مالی «انجمن سینمای جوانان ایران» و به تهیهکنندگی همان «برادر سردبیر پیشین رسانههای معاند» و ضدانقلاب «بی بی سی فارسی»و «رادیو فردا» و...
ساخته شده و در راستای تبلیغ و ترویج «مسیحیت» گام بر میدارد. مسیحیتی که در سایه «حاکمیت اسلام» بیمشتری شده و...
سوای نظر از «هجمه به نظام جمهوری اسلامی»؛ اختصاص «بودجههای فرهنگی کشور» برای تصویرسازی از «جامعه روبه زوال ایران اسلامی» و حاکمیت مفلوک و سرگردان در چنین جامعه فرومایهای را میبایست یک موضوع جاری در طیف گستردهای از آثار عرضه شده در «چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران» قلمداد نمود. آثاری که همچون فیلم کوتاه «زندگی بعد از قهوه شروع میشود» با حمایت مالی «دفتر یزد انجمن سینمای جوانان ایران» چرایی چنین زوالی را به ماهیت ناصادق و پلیدی ذاتی موجود در تمامی ایرانیان پیوند میزند و...
البته شوری چنین تمرکزی آنجایی به در میشود که اثری همچون فیلم کوتاه «ژاپنی» به عنوان فیلمی اصالتا ترکی چه از لحاظ گویش و چه از جهت موقعیت جغرافیایی تبریز، در اتفاقی قابل تامل، با حمایت مالی «دفتر تهران انجمن سینمای جوانان ایران» ساخته میشود. فیلمی که جوان امروز را در چنبره هنجارهای اجتماعی جامعهای سنتزده، گرفتار و درمانده به تصویر میکشد و از خلال روایت خود، قاب تیره و البته خوش آب و رنگی از آنچه میتوان «جامعه رو به زوال ایران اسلامی» نامید، پیش چشم مخاطب «چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران» قرار میدهد.